تبلیغات
رهبرشهیدعبدالعلی مزاری - مطالب حصارنای
رهبرشهیدعبدالعلی مزاری
حق خواستن به مفهوم دشمنی با هیچ قوم وملیت افغانستان نیست.رهبرشهید
شما مطمئین باشید که ما در این جا در کنار شما هستیم و از خداخواسته ایم که در زندگی خود حقوق شما را هم از همه بگیریم و از خدا میخواهم که آن روز که حقوق شما را گرفتیم برای ما توفیق شهادت را بدهد که در بین شما به شهادت برسیم .



این نوشته رو از وبلاگ خانم الهام برداشتم،به نظرم خیلی جالبه و از یک خانم بعید !
یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 21 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : فرهنگ و هنر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : عکس های جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392
درگیری میان نیروهای افغانستان و پاکستانی صبح امروز در ولسوالی گوشته ولایت ننگرهار آغاز شده است.

ولسوال گوشته اظهار داشته است که این درگیری از سوی نظامیان پاکستانی از ساعت 8 و بیست دقیقه صبح امروز آغاز شده و تا کنون ادامه دارد.

گفته شده است که یک پوسته سلاح ثقیله نظامیان پاکستانی تا کنون تخریب شده است.

یکی از ساکنان ولسوالی گوشته گفت که نظامیان پاکستانی در صدد بازسازی پوسته نظامی بودند که چند روز قبل توسط نظامیان افغانستانی تخریب شده بود و نظامیان هموطن مانع بازسازی پوسته شده و این موضوع باعث درگیری میان دوطرف شده است.




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
مسکا نجیب دختر "داکتر نجیب الله" رییس جمهور سابق افغانستان در مسابقه بهترین مشاغل دنیا و در میان 600 هزار نفر حضور دارد.

مسکا نجیب 29 ساله است و هدف خود از اشتراک در این مراسم را تصویر درست از زنان افغانستان خوانده است.
مسکا نجیب دختر "داکتر نجیب الله" رییس جمهور سابق افغانستان در مسابقه بهترین مشاغل دنیا و در میان 600 هزار نفر حضور دارد.

مسکا نجیب 29 ساله است و هدف خود از اشتراک در این مراسم را تصویر درست از زنان افغانستان خوانده است.




نوع مطلب : فرهنگ و هنر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 15 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : عکس های جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392
رهبر شهید عبدالعلی مزاری در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی در روستای نانوایی چهار کنت از توابع ولایت بلخ چشم به جهان گشود. پدرش حاجی خداداد زراعت پیشه و مالدار بود. خانواده حاجی خداداد اصلا از سرخجوی ورس به ترکستان مهاجرت کرده بودند ـ دورانی که عبدالعلی مزاری به دنیا آمد، خانواده ی او چون بسیاری های دیگر در زمستان به قشلاق و در تابستان به ییلاق می رفتند. عبدالعلی نیز چون دیگر اطفال در دامداری و زراعت به خانواده کمک می کرد. در کنار این دروس ابتدایی را زمستان ها در مدرسه ی نانوایی فرا گرفت. سپس به صورت تمام وقت تعلیمات دینی را در مدرسه چهارکنت و مزار شریف ادامه داد.

تحصیلات ابتدایی


رهبر شهید در نوجوانی، پر شور و دلیر بود. وقتی در مدرسه ی چهارکینت درس می خواند، به انتقاد از بی کفایتی مسولین مدرسه پرداخت و در یک مورد خواستار تقسیم گندم مدرسه میان طلاب فقیر شد. وقتی مسولین به اعتراضات او و طلاب توجه نکردند، عبدالعلی با جمعی از دوستانش قفل انبار مدرسه را شکستند و به دست خود گندم را میان طلاب فقیر توزیع کردند.

رهبر شهید هنوز بیست ساله نشده بود که با چهره های مبارز زمانش آشنا شد. در همین سنین است که با شهید اسماعیل بلخی از نزدیک آشنا می شود و بلخی، عبدالعلی جوان را تشویق به تداوم تحصیل و خدمت عسکری می کند. در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی رهبر شهید به خدمت عسکری می رود و دوران عسکری را در کابل، خوست و گردیز سپری می کند. در ضمن خدمت، درسش را نیز نزد یک مولوی سنی مذهب افغان ادامه می دهد

.

خدمت سربازی برای مزاری بسیار آموزنده بود. از یکسو به او کمک شد که با محرومیت هزاره های دیگر مناطق افغانستان آشنایی بیشتر پیدا کند و از سوی دیگر محرومیت اقوام غیر هزاره کشور را نیز از نزدیک مشاهده نماید. علاوه بر این، بیش از پیش با ساختار پر از فساد و تبعیض دولت حاکم آشنا گشت

.

ادامه تحصیلات در خارج


عبدالعلی با ختم خدمت سربازی مدت کوتاهی در افغانستان می ماند. بعد چون بسیاری های دیگر برای ادامه ی تحصیلاتش به ایران می رود. در سال 1350 هجری شمسی قم را به عنوان محل تحصیلش انتخاب می کند. این سالها در ایران اوج مبارزات ضد شاهنشاهی است. مبارزات ضد سلطنتی مردم ایران و فضای سیاسی و فکری آن روز حوزه علمیه قم، مزاری را بیشتر از گذشته به فعالیت های سیاسی و جریان های انقلابی علاقمند می سازد. نظام فرسوده ی شاهی افغانستان بدتر از شاهنشاهی ایران غرق فساد بود. او افغانستان و محرومیت ها را دیده بود. با حلقات مبارزان شیعه و هزاره افغانستان ارتباط و دوستی نزدیک داشت. بنابرین مزاری در مدت کوتاهی با رهبران انقلاب ایران آشنا شد. سفری به نجف رفت و با آیت الله خمینی از نزدیک دیدار کرد. بعد از سفر نخستش چندین بار دیگر نیز به نجف رفت و آمد نمود.

سال های اقامت مزاری در ایران، عراق، سوریه، پاکستان و ترکیه پر از شور و تلاش بود. رهبر شهید در کنار فعالیت های سیاسی و همکاری و همفکری با شخصیت های رده اول انقلاب، در سال 1355 موفق شد تا درس سطوح حوزه را به پایان برساند

.

فعالیت های سیاسی


سرانجام فعالیت های گسترده سیاسی «رهبر شهید» باعث بازداشت او توسط سازمان امنیت و اطلاعات کشوری ایران شد و او را چندین ماه در زندان اوین تهران زندانی و شکنجه کرد. تا اینکه در سال 1365 هجری شمسی توسط ساواک از ایران اخراج شد. مزاری به کابل رفت و در کابل با دیگر مبارزان شیعه و هزاره اقدام به تشدید فعالیت های سیاسی و فرهنگی نمود. از جمله کتابخانه ای در شهر مزار شریف ایجاد کرد.

در خزان 1365 هجری شمسی برای بار دوم به ایران سفر کرد. چون در ایران تحت تعقیب و ممنوع الورود بود، مجبور شد که به نام بدل و به صورت مخفیانه وارد ایران شود. برای جلوگیری از بازداشت دوباره توسط «ساواک» جای ثابتی برای اقامت نداشت و مدام در رفت و آمد میان کشورهای عراق، ایران، سوریه، ترکیه و پاکستان بود. در سال 1357 تحولات بزرگی در منطقه روی داد. در ایران انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله خمینی به پیروزی رسید و در افغانستان کودتای هفت ثور اتفاق افتاد. به دنبال کودتای هفت ثور و قیام سه حوت 1357 مردم چهارکینت، «رهبر شهید» به زادگاهش بر گشت و در کنار مجاهدین به جنگ مسلحانه با دولت خلق و پرچم و متجاوزان شوروی پرداخت. در همین سال ها با همکاری و هماهنگی جمع کثیری از مبارزان شیعه و هزاره سازمان نصر افغانستان را بنیان گذاشتند

.

رهبر شهید در سال 1360 هجری شمسی برای اکمال و تدارکات جبهات دوباره مجبور شد تا به خارج سفر کند. بعد در سال 1365 به افغانستان بازگشت و این بار تلاش نمود تا جبه هات گوناگون و بعضا متخاصم را متحد سازد. در این راستا تقریبا از تمام جبه هات مجاهدین هزاره بازدید کرد. ثمره تلاش او و بسیاری از دیگر فرماندهان و رهبران جبه هات جامعه هزاره در سال 1368 به ثمر نشست. تقریبا تمام احزاب سیاسی هزاره در بامیان با امضای «میثاق وحدت» حزب وحدت اسلامی افغانستان را بنیاد گذاشتند. تشکیل حزب وحدت اسلامی همانگونه که در تاریخ جامعه هزاره برجسته و ماندگار است، «رهبر شهید» را نیز وارد مرحله ای تازه از زندگی سیاسی ـ فکری اش کرد

.

در سال 1368 هجری شمسی با تثبیت جایگاه حزب وحدت در داخل، «رهبر شهید» همراه دیگر رهبران جامعه هزاره برای معرفی بیشتر حزب وحدت و مشوره با مردم و مسولین خارج از کشور به پاکستان و بعد به ایران سفر کردند. این سفر تقریبا تا سال 1370 هجری شمسی ادامه یافت. در این مدت، هیأت حزب وحدت با استقبال پر شور و بی سابقه ی مهاجرین خارج از کشور روبرو شد و اکثر مسولین خارج از کشور احزاب جامعه ی هزاره از تشکیل حزب وحدت استقبال و حمایت کردند. در این مقطع تنها شیخ آصف محسنی قندهاری، رهبر حرکت اسلامی افغانستان با تشکیل حزب وحدت به بهانه های مختلف مخالفت نمود و تا پایان حاضر به همکاری نشد

«

.رهبر شهید» در سال 1370 تصمیم گرفت که از طریق ولایت فراه به هزاره جات بازگردد. در مسیر راه کاروان «رهبر شهید» در ولایت فراه مورد حمله دشمن قرار گرفت و برای مدت طولانی از سرنوشت ایشان اطلاعی در دست نبود. در این مدت، شخصی از علمای پشتو زبان و اهل سنت به نام محمد علی فراهی از دوستان دوران عسکری «رهبر شهید» به ایشان پناه می دهد تا زمینه برای رفتن به بامیان فراهم شود.شورای مرکزی حزب وحدت در سال 1370 هجری شمسی، عبدالعلی مزاری را رسما به عنوان دبیرکل شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی انتخاب کرد. این انتخاب در وقتی صورت گرفت که از سرنوشت ایشان در ولایت فراه اطلاع دقیقی در دست نبود.

در اوایل زمستان 1370 هجری شمسی «رهبر شهید» بعد از پشت سرگذاشتن خطرات بسیار از طریق ولایت فراه خود را به بامیان رساند. چندی بعد از این، هیأتی به نمایندگی از نظامیان سه قوم ازبیگ، تاجیک و هزاره در دولت کابل با حزب وحدت اسلامی تماس می گیرند. «رهبر شهید» و حزب وحدت در ضمن حمایت از قیام آنان، هیأتی را به تالقان و پنجشیر می فرستد تا با احمد شاه مسعود و دیگر فرماندهان جمعیت اسلامی در این راستا هماهنگی کنند

.

سرانجام به دنبال هماهنگی و همکاری حزب وحدت، شورای نظار و نیروهای ازبک و ترکمن قیام بر ضد دولت نجیب از صفحات شمال آغاز شد و در مدت کوتاهی دولت در سرتاسر افغانستان سقوط کرد و کابل نیز به دست نیروهای مخالف دولت افتاد. «رهبر شهید» به دنبال سقوط دولت از طریق مزار شریف وارد کابل می شود و در غرب کابل مستقر می گردد

.

استقرار مزاری در کابل، سر آغاز مقاومت پر افتخاری است که در تاریخ جامعه ی هزاره و افغانستان تعبیر به «مقاومت غرب کابل» می شود

. پیروزی مجاهدین، سقوط دولت نجیب و به قدرت رسیدن دولت ربانی محصول همکاری و هماهنگی سه جریان حزب وحدت، شورای نظار و نیروهای جامعه ازبک و ترکمن بود. اما شورای نظار بعد از جابجایی در کابل بر خلاف تصور همه در صدد حذف متحدین دیروزین خود ـ حزب وحدت اسلامی و جنبش ملی اسلامی برآمد. هزاره ها و ازبک ها و ترکمن ها با جان نثاری و قبول خطرات بسیار زمینه را برای به قدرت رسیدن دولت ربانی فراهم کردند و شورای نظار با تکیه به این دو نیرو جایگاه خویش را در کابل در برابر حزب اسلامی و دیگر رقیبانش تحکیم بخشید. اما با این وجود، انحصار طلبی و تمامیت خواهی شورای نظار به حدی اوج گرفته بود که از درک این واقعیت بسیط عاجز بودند و نمی توانستند درک کنند که بدون نیروهای که آنان را به قدرت رسانیده بودند، توان اداره کشور را ندارند. در نتیجه، مزاری بر خلاف تصورات پیشینش در غرب کابل رهبری مقاومت بر ضد دولتی را بر عهده گرفت که در پیروزی آن خود نقش محوری و تعیین کننده داشت. مقاومت حزب وحدت بر ضد تهاجمات دولت ربانی تقریبا سه سال به درازا کشید. در این مدت، تشکیل شورای هماهنگی متشکل از حزب وحدت، جنبش ملی اسلامی، حزب اسلامی و جبهه نجات از ابتکارات «رهبر شهید» بود. حزب وحدت در برابر تهاجمات سنگین دولت ربانی که عموما از هوا و زمین صورت می گرفت یکی از بی نظیرترین مقاومت های تاریخ کشور را در برابر دولت های مزدور و خودکامه به یادگار گذاشت. دولت ربانی علاوه بر تحمیل جنگ های خونین و تصفیه قومی در بعضی محله های غرب کابل، تلاش نمود تا حزب وحدت را از درون متلاشی کند. با هزینه بسیار عناصری را در درون حزب وحدت پرورش داد که منجر به جنگ 23 سنبله 1373 شد. 23 سنبله با تمام سختی ها و تلخی هایی که برای مقاومت غرب کابل داشت در فرجام عملیات ناموفق برای دولت ربانی بود.

شهادت بابه مزاری


در اواخر سال 1373 جنبش نوظهور طالبان تا نزدیکی های کابل پیشروی کردند. ظهور طالبان تمام معادلات قدرت در افغانستان و مخصوصا در کابل و اطراف آن را دگرگون نمود. «رهبر شهید» در آغاز با فرستادن بخشی از زبده ترین نیروهای خویش به ولایت غزنی به مقاومت در برابر پیشروی طالبان پرداخت. نیروهای اعزامی حزب وحدت در آغاز موفق شدند مواضع طالبان را در اطراف شهر غزنی متصرف شوند. اما به دنبال عدم همکاری نیروهای محلی آنان نتوانستند جبهه ای موثر بر ضد طالبان در غرنی فعال سازند.

با شکست طرح فعال ساختن جبهه در ولایت غزنی، «رهبر شهید» مذاکرات با طالبان را که از چندی پیش آغاز شده بود جدی تر دنبال نمود. در عین زمان در تلاش بود تا به توافقاتی با دولت ربانی نیز دست یابد. با کنار رفتن حزب اسلامی و مستقر شدن طالبان در چهار آسیاب غرب کابل در محاصره کامل قرار گرفت. «رهبر شهید» تلاش بسیار نمود تا با یکی از دو طرف به توافق برسد. تلاش ها در راستای توافق با دولت و پیشنهاد دفاع مشترک بی نتیجه بود. در آخرین روزهای مقاومت غرب کابل، نیروهای دولتی حملات بسیار شدیدی را از مناطق مختلف بالای غرب کابل از زمین و هوا آغاز کردند. در این جنگ ها بر خلاف گذشته از یکسو حزب وحدت در محاصره و تمام راه های اکمالاتش را از دست داده بود و از سوی دیگر در برابر حملات دولت تنها دفاع می کرد. حزب اسلامی کاملا از خطوط اول عقب نشینی کرده بود و نیروهای جنبش نیز کارآیی سابق خود را نداشتند

.

سرانجام با وجود تلاش های مداوم سیاسی و مقاومت بی نظیر نظامی، حزب وحدت اسلامی در غرب کابل شکست خورد و «رهبر شهید» در ۲۲ حوت 1373 در چهارآسیاب به دست طالبان به شهادت رسید. شهادت مزاری جامعه هزاره را تکان داد. طالبان تلاش نمود تا از پذیرش مسولیت شهادت «رهبر شهید» شانه خالی کند و شهادت او را بیشتر یک سانحه هوایی وانمود سازد

.

آری، عاقبت مزاری در ۲۲ حوت 1373 شهید شد. مقاومت غرب کابل شکست خورد. هزاره ها در پایان یک صد سالگی مقاومت خویش بزرگ ترین رهبر تاریخ معاصرشان را از دست دادند. اما مزاری از غزنه تا بامیان، از بامیان تا بلخ، از میان دره ها و کوه های سر به فلک کشیده هزارستان با تن پاره پاره، با چهره ای سرخ، زمستان سفید مردمش را خونین تن کرد تا عدالتخواهی را به دروازه هر خانه قومش ببرد و در زمستان انسانیت و عدالت و در عصر طالبان ستم و دولتمردان جنایت، عدالتخواهی را همیشگی سازد و حقانیت مقاومت برای حق را شهادت دهد. مزاری با خون سرخش عدالت را به گستردگی وطنش به یاد ها داد و در زندگی اش از حق هر شهروند وطنش گفت و با شهادتش درستی این باور خویش را ثبت تاریخ کرد

.

سرانجام در آغاز فصل لاله های سرخ ترکستان، در بهار 1374، مزار مزاری اش را به آغوش کشید، عبدالعلی، فرزند پرشور و دلیرش را که برای همیشه بابه مزاری مردم شده است

.

روحش شاد، راهش پر رهرو و آرمان های انسانی اش جاودانه باد

منبع....ثقافت بلوگ سکای






نوع مطلب : معرفی شخصیت ها......، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 7 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : عکس های جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 6 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : عکس های جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392
فردا 26 اپریل برابر است با زادورز داود سرخوش،‌ هنرمند محبوب کشور ما. به همین مناسبت زندگینامه مختصرش را خدمت شما خوانندگان محترم تقدیم می نمائیم.

داود سرخوش، هنرمندی با استعدادهای سرشار،‌ در سال ۱۹۷۰ میلادی در ولایت مرکزی ارزگان چشم به جهان گشود. وی در سن نه سالگی به سرودن شعر و در هفده سالگی به نواختن دمبوره و آواز خواندن شروع کرد. او در مدت کوتاهی به کمک برادر بزرگتر خود سرور سرخوش دمبوره هزارگی را آموخت و هارمونیه را نزد مرحوم ارباب علی خان، کمپوزر پاکستانی از ایالت سند، فرا گرفت.
در شرایطی که موسیقی افغانی به دلیل ستم و استبداد بنیادگرایان در تاریکی فرو رفته بود، داود سرخوش این هنر را با خواندن آهنگ هایی که از حس وطن پرستی و رنج غربت الهام می گرفت، جان تازه ای بخشید. آهنگ های وی تجاری نبود، بلکه انعکاس هنری از غم غربت و طعم تلخ زندگی در مهاجرت برای میلیون ها مهاجر افغان در سراسر جهان بود؛ هزاران مهاجری که به کنسرت های داود سرخوش می شتافتند تا فرهنگ و تجربه مهاجرت و دوری از وطن را با او قسمت کنند و برای لحظاتی با وی خوشحال باشند.
آثار هنر...ی:‌
تاکنون، داود سرخوش سه آلبوم از آهنگ هایش را منتشر کرده که تقریبا در همه سی دی و کست فروشی های افغان ها در سراسر جهان می تواند یافت شود. اولین آلبوم داود سرخوش به نام “سرزمین من”‌ در سال ۱۹۹۸ در انگلستان منتشر شد. مدت کوتاهی بعد از آن، در سال ۲۰۰۰‌ آلبوم دومش تحت عنوان “پری جو” و سومین آلبوم سرخوش “سپید و سیاه”‌ نیز در سال ۲۰۰۴ برای عموم عرضه شد.
امروز داود سرخوش به عنوان هنرمندی توانا و یکی از سرشناس ترین چهره های هنری کشور شناخته می شود. داود سرخوش با نیکزاد سرخوش ازدواج کرده است و آنها سه پسر به نام های صبور، ذوالفقار و یاسر دارند.
برای داوود جان همیشه آرزوی موفقیت میکنم.
گارستان
فردا 26 اپریل برابر است با زادورز داود سرخوش،‌ هنرمند محبوب کشور ما. به همین مناسبت زندگینامه مختصرش را خدمت شما خوانندگان نگارستان تقدیم می نمائیم.

داود سرخوش، هنرمندی با استعدادهای سرشار،‌ در سال ۱۹۷۰ میلادی در ولایت مرکزی ارزگان چشم به جهان گشود. وی در سن نه سالگی به سرودن شعر و در هفده سالگی به نواختن دمبوره و آواز خواندن شروع کرد. او در مدت کوتاهی به کمک برادر بزرگتر خود سرور سرخوش دمبوره هزارگی را آموخت و هارمونیه را نزد مرحوم ارباب علی خان، کمپوزر پاکستانی از ایالت سند، فرا گرفت.
در شرایطی که موسیقی افغانی به دلیل ستم و استبداد بنیادگرایان در تاریکی فرو رفته بود، داود سرخوش این هنر را با خواندن آهنگ هایی که از حس وطن پرستی و رنج غربت الهام می گرفت، جان تازه ای بخشید. آهنگ های وی تجاری نبود، بلکه انعکاس هنری از غم غربت و طعم تلخ زندگی در مهاجرت برای میلیون ها مهاجر افغان در سراسر جهان بود؛ هزاران مهاجری که به کنسرت های داود سرخوش می شتافتند تا فرهنگ و تجربه مهاجرت و دوری از وطن را با او قسمت کنند و برای لحظاتی با وی خوشحال باشند.
آثار هنر...ی:‌
تاکنون، داود سرخوش سه آلبوم از آهنگ هایش را منتشر کرده که تقریبا در همه سی دی و کست فروشی های افغان ها در سراسر جهان می تواند یافت شود. اولین آلبوم داود سرخوش به نام “سرزمین من”‌ در سال ۱۹۹۸ در انگلستان منتشر شد. مدت کوتاهی بعد از آن، در سال ۲۰۰۰‌ آلبوم دومش تحت عنوان “پری جو” و سومین آلبوم سرخوش “سپید و سیاه”‌ نیز در سال ۲۰۰۴ برای عموم عرضه شد.
امروز داود سرخوش به عنوان هنرمندی توانا و یکی از سرشناس ترین چهره های هنری کشور شناخته می شود. داود سرخوش با نیکزاد سرخوش ازدواج کرده است و آنها سه پسر به نام های صبور، ذوالفقار و یاسر دارند.
برای داوود جان همیشه آرزوی موفقیت میکنم .

Mustafa Hajizada.




نوع مطلب : فرهنگ و هنر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392

داستان های هزارگی

 منبع:hesarnai.com

ده جای که نفاق باشه آوجوی خشک موشه

چاشت روز بود افتاو مثل پرکیله آتیش ده زمی تا موشود آواز خروس از پیش درگه بلند بود یک دختر یک باچه یک بابه ده یک خانه کونه مصروف خوردن قورتی بود بابی دیست خوره لیسید، پس شیشت باچه و دختر مینو خوکل کل کده بد اوفتادند باچه کاسه ره سون خو کش کده و دختر سون خو. کشگیرکشگیر کده کاسه قورتی چپه شد بابی ازجای خو بال شد یک چپاک نرم ده سر باچه یک چپاک ماکم ده سر دختر بیچاره زد!
ـ اوگیل سیالینگی برده کاسه ره ده غول خانه سر نوکسار کدین دو نفر ده یک خانه چم نموشین؟
گل بیگم: بابی مجید آدم ره نان خوردو نمیله ………
مجید: ایسر خورده روغوره ده پیش خو کش مونه، یک قیله دختر ایقس چیم سفید که آلی ده جان از ما شیرک شده.
بابی قد دوم چیم خو سون آردویشی بد بد سیل کد. او زاوزدا، دیگا از شومو دو نفر چیز یاد بیگره .سریک کاسه مینی خو جورنمیین. او وخت موگین که اوغانستان جور نموشه چند دقه تیر شد بابی بیری خو کوی کد: اتی مه بیه کاسه ره جم کو که ای گیل خدا زده قورتی ره ده غول خانه چپه کد. بابی مجید و گل بگم ره کوی کد: اینجی بایین که بلدی شوم یک نقل کنوم که دیگه مینی خو بد اتفاق نشین که آدم دشمن شاد موشه. بابی شروع کد ده قیصه: بود نبود یک مرده که بود قد خاتون خو تنا ده یک خانه زندگی موکد مرد که روی خو سون خاتون خو بال کد: برو یقس نان قد یک کم دوغ بلدیم بیرو که بوخروم. امروز دلیم است که ده غولجه تو ده ایشکار بوروم .
زنکه:از ای شکار کده یک باربوته بیروکی مانان ره سیاکنوم. ایره قم دوقد دوقد شده آرروزده کو موری ده ایشکارتاآل ره یک دانه تاولی ره ام نکوشتی.
مرده که تیزتیز نان ودوغ ره خورد تفنگ پنچ تیره خوره پلته کش کیده سون کوه ریی شد
ده بغل کوه سوخته بغل بال شد گیردگوشه خو سیل کد قصددشت که طرف کو غولجه تو بوره گیردگوشه خوسیل کد دید که یک دنه خرس کته ده نیزدیک زرد جابه ده قد شیلبو شورموخره ازسرسوخته بغل طرف درنگ آوتو تا شد که کمک آو بوخره ده اشکارخرس بوره.آوخورد طرف زرد جابه ارکت کد دید که خرس ده قد شیلبو سوته موپاله یک دنه چوی شیلبوره مونتی کد اوره پوست کد پوست شی ره کمر خو بسته کد چوی شی ره رقم چوپونو وری ده پاس گردون خو القه داد طرف سرشیلبونگ بال شد مردکه چورتی شد ده دل خوگفت که ازپشت شی بوروم که چیزکارمونه!
ده سرکو رسید دید که خرس سوته خو ده پشت سرخوتاشه کده اموتو موره. مردکه ازپشت شی اموتو مورافت دیدکه ده میدون رستم یک دانه خوک قد سه دانه تورپه شی موندی لالگ خورده ریی یه. خرس خود خوره ده نیزدیک خوک رسند مرد که ده پشت سنگ تاشه شد خوک رفت لالگ کند و از سه دنه تورپه شی دو دانه شی آشتی یک دانه شی قار ده یک گوشه شیشته لالگ نمو خورد. خوک آرچی زاری کد تورپه قاروگ شی آشتی نشد خوک لالگ کند و رفت. خرس از وخت استفاده کد خود خوره ده چوچه خوک نیزدیک کد یک فکر ده سر سرشی زدیک تخته سنگ کیته ده نیزدیک چوچای خوک پیداکد. دو دانه سنگ ره آورد بلدی خو زینه جور کد رفت ده نیزدیک چوچه گون خوک قد سوته ده پاس سریک دانه شی زد خودشی توتا کد. ده سر تخته سنگ بال شد مگم خوگ بیچاره نتنیست پس رفت پالوی چوچای شی دو دقه قینقیرا کد، پس رافت لالگ کند و خرس چوچه دومی ره ام قد سوته ده پاس سرشی زد خودشی بیسم روی ده گریزشد. خوک بیسم ازپشت شی سم شد. مگم مثل دفه اول خرس جان ره به چت کد خوک آماد ده پالوی چوچه خیشیموگ لالگ پوست کده ده دان شی داد چوچه خیشیموگ آوول آوول قورد موکد ده دفه سوم دل مرد که تا قد نکد امی که خرس رافت سون تورپه خوک مردکه رافت زینه پایه خرس ره خراب کد. امی که خرس چوچه سومی ره قد سوته زد خود شی دوید سون تخته سنگ، مگم دید که زینه پایه شی خراب شده یک دفه دو دفه خرس پیشلو خوگ ازپشت شی ده گیرد سنگ دویدند. مگرم خوک ده آخر اشکیمبه خرس ره کود کد. مرد که تفنگ ره بال کد خوگ ره ام زد. وقتی قیصه بابی به این جی رسید نوسه گونشی گفتند: بابی جان اگه امو یک دانه تورپه خوگ قد دیگای خو بد نفاقی نموکد خوک مجبور نمو شد که او واره ایله کده پشت لالگ زیاد بوره و خرس چوچای شیره بوکشه بابی گفت اره اتیمه نفاق غلبه بلایه.                                        محمد عارف حصارنای 20 دلو91





نوع مطلب : داستان هزارگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 29 فروردین 1392


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


آه از پرچمی که خونین است

مرگ یک قهرمان چه سنگین است

روح سر سبز باغ شد خاموش

مثل یک چلچراغ شد خاموش

آسمانِ رنج ما کجا شد

درد این قوم را خدا داند

دوستان!وقت،وقت احرام است

قصه ای عشق بی سر انجام است

هندو کش!گریه کن مزاری رفت

آن زلال همیشه جاری رفت

بلخ در سوگ و غزنه در گریان است

شب کابل شب شهیدان است

ای دریغ،از بلند قامت او

وآن علی گونه استقامت او

به نسیم بهار می مانست

به دم ذولفقار می مانست

حمزهُ انقلاب ما اوبود

آخرین انتخاب ما اوبود

آه ای دل ز دیده خون افشان

حمزه را کشتند حمزه کشان

دیگر ان کوهزاد با ما نیست

مرد جنگ و جهاد باما نیست

آنکه چون کوه استقامت داشت

خون او جوش صد قیامت داشت

صد چمن گل شکقته از خونش

وادی عشق گشته هامونش

این چه فریاد ها و زاریهاست

سنگر حق پر از مزاری هاست

او اگر نیست یاد او زنده است

ملت کوهزاد او زنده است

حرف آن استاد این باشد

مشت آن به که آهنین باشد.

مدیر وبلاگ : حصارنای
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یکی از این کاندید ها گزینه خوبی برای اینده افغانستان است؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
<
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای رهبرشهیدعبدالعلی مزاری محفوظ است

تکتا تولز ابزار رایگان وبلاگ

تکتا تولزساخت کد موزیک آنلاین