تبلیغات
رهبرشهیدعبدالعلی مزاری - مطالب اردیبهشت 1392
رهبرشهیدعبدالعلی مزاری
حق خواستن به مفهوم دشمنی با هیچ قوم وملیت افغانستان نیست.رهبرشهید
شما مطمئین باشید که ما در این جا در کنار شما هستیم و از خداخواسته ایم که در زندگی خود حقوق شما را هم از همه بگیریم و از خدا میخواهم که آن روز که حقوق شما را گرفتیم برای ما توفیق شهادت را بدهد که در بین شما به شهادت برسیم .
قصه دلنشین و طنز آمیز سیاسی از روزنامه هشت صبح در باره مخاصمه و مجادله پارلمان افغانستان با مجلس سنای افغانستان تحت عنوان اندر حکایت مجلسین متولد شد.
من بر این باورم که این طنز در میان طنزهای افغانی ظریفترین و شیرینترین آنان است. لذت کامل این طنز نمکین را زمانی می توانید بچشید که آنرا تا آخرین سطرش به دقت بخوانید و به نکته سنجیها و ظرافتهای استادانه طنز نویس توجه نمایید. راستی یک شرط کوچک دیگر هم دارد و آن اینکه به مسایل سیاسی روز افغانستان آشنا باشید. اکنون این شما واین شیرینترین طنز سیاسی افغانستان:
چنین روایت کنند از کشوری که افغانستانش خواندندی که روزگاری بعد آن‌که دموکراسیه در این بلاد چهره نمودی (بعضی‌ها را چنین پنداشت است که تازه چهره در نقاب خاک کردی) پس سلطان را ضرورت بر مجلسین افتاد که تا هرچه او گوید رعیت به واسطه نمایندگانش تایید فرمایند. پس کار مجلسین بساخت یکی را فارلمان و دیگری را سنا جان نام نهاد. قضا را باری این دو مجلسین بر سر لحاف ملا نصرالدین به جان هم افتادندی و از آن‌جایی که هر دو مجلسین را جهان پهلوانان و گردان و یلان و سرفرازان و جنگ‌آوران و جنگ‌سالاران بغایت بودی، پس نبرد در حد کنفرانس بن جریان یافتی. گویند هر دو مجلسین قرار بر این کردند که نبرد را بیرون از شهر انجام دهند تا خاطرات دهشت‌آور سال‌های پار دوباره در خیال رعیت زنده نگردند و همان بود که در دشت چمتله قرار نبرد گذاشتند. ابوالعبید زاکانی شاعر معاصر که شاهد این نبرد بود در شعری چنین سروده بود.

لشکر فارلمان ز راه کویر

لشکر سنا از کوهستانا

در بیابان چمتله گشتند

جمله غرق نبرد و جنگانا

هر دو مجلس برای پیروزی

گرد آورده پهلوانانا



القصه چون آغاز نبرد شد. پهلوانی از لشکر فارلمان با اسپ زرینش به وسط میدان آمد و رجزخوانی را در پیش گرفت که اگر مردی از اهل سنا باشد، بیاید تا گوشش را کف دستش گذارم. در این دقیقه یلی از میان سرفرازان مجلس سنا از لشکر بیرون شد و در مقابل پهلوان فارلمانی مصاف داد که چی داد از گردی و گردن‌کشی و پهلوانی می‌زنی، اگر مرد بودی پهلوانی خود را بر وزرا نشان می‌دادی. همه آمدند در مجلس‌تان و شما را شهره عام و خاص کردند در پول‌ستاندن و رشوه‌خوردن حالا کسی شما را دوتایی پشه هم حساب نمی‌کند. با من سخن از مردانگی مگو که بسی گردن پیش ما خم داری و از اختلاس و رشوه جیب فراهم داری. چون این سخن بر زفان پهلوان مجلس سنا جاری شد، پهلوان فارلمان بغایت در غضب گردید و فریاد بر آورد: تو خود حسابت عالمی سیاهی دارد. خود چه گویی که زمان وکالتت به پایان رسیده و وقتت تمام گردیده ولی در کمال چشم‌سفیدی کرسی را رها نسازی و در عمرت یک کار به‌جا نسازی. پهلوان فارلمان چون این بگفت: غضب بر پهلوان مجلس سنا متولی شد و بانگ بر آورد که‌ ای غرق فساد اداری و غیراداری! زان روزی که شما دست به فساد زده‌اید، روی تمام ادارات دولتی سپید گشته است. پول می‌گیرید و استیضاح می‌کنید. دوباره پول می‌گیرید و استیضاح نمی‌کنید. پول ‌می‌گیرید و قانع می‌شوید. بعد دوباره پول می‌گیرید و قانع نمی‌شوید. شما اظهر من‌الشمس فساد هستید. چنان‌که در اقوال بزرگان آمده است: «الوکیلان الغرقا فی فساد الی الپیشانی و مشغولا فی رشوه خواری فی تمام دورانی» چون این سخن گفته آمد پهلوان فارلمان دست بر کمربند برد و بوتل آب معدنی بر آورد و فریاد زد پس منتظر شو که دمار از روزگارت در آورم. پهلوان سنا نیز بوتل آب معدنی از کمر بیرون آورد و هر دو مشغول بوتل‌جنگی شدن. ساعتی در این مبارزه زور آزمایی کردند و چنان به خشونت در این کار مشغول که شاعران در وصف این لحظه چنین گفتند:


یکی بوتل سخت بیرون کشید

تو گویی که تیغ فریدون کشید


به گرد سنا حمله‌ای تیز کرد

خودش را به او در گلاویز کرد


از آن‌سو بر آورد گرد سنا

یکی بوتلی بود نام آشنا


به بوتل زدند بر سر هم‌دگر

رعیت ز خنده شدند روده‌بر


بدین‌سان چند ساعتی را به بوتل جنگی گذراندند و چون بوتل‌ها پلاستیکی بود، پس زود خراب گشت. پس هر دو جهان پهلوان کفش‌ها از پا بر کشیدند و به کفش‌پرانی به‌سوی همدیگر آغاز کردند. پهلوان فارلمان که کوری کفشش اندکی بلند‌تر بود با آن بر چشم پهلوان سنا بزد که در جا بادنجانی سوسنی بر زیر چشم جهان پهلوان کاشته شد. پهلوان مجلس سنا نیز بی‌کار نه نشست و با تل کفش چنان بر صورت پهلوان فارلمان بزد که گویی به‌طور مادرزادی بر صورت ماه‌گرفتی نقش داشته است. اینان را در حین نبرد بگذار، چند خبر از سلطان بشنو.

سلطان بر بارگان خویش در ارگ شاهی به خرمی نشسته بود که ایلچی‌ها پیام آوردند که‌ ای سلطان برخیز که مجلسیان یخن از همدیگر پاره کردند و همدیگر را بیچاره کردند و خون از دماغ یک‌دیگر فواره کردند. سلطان بخندید و بگفت نیک عملی است که انجام دهند. چون این‌طوری دموکراسی به نحو احسن در کشور اجرا گردد و ما کارک خویش هم‌چنین پیش بریم که کس نداند.

و این روایت هم‌چنان در افکار مردم باقی بماند و هرگاهی که دو تن با همدیگر به مخاصمت اندر شدی رعیت فریاد برداشتی که چرا چون دو مجلسین به جان هم افتادید و سر در پی حذف همدیگر نهادید.

قصه‌ی ما به پایان رسید. چاه‌کن در چاه است.
منبع: روزنامه هشت صبح
این بود طنزی که می گفتم شیرین است اگر تا اینجا آمده باشید اکنون اوصافی را که در وصف این طنز برشمردم با جان ودل چشیده اید.




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 29 اردیبهشت 1392
شصت وشش سال قبل در چنین روزی خدای بزرگ مزاری  آن پرچمدار حق طلبی و عدالت خواهی در افغانستان را به شلاق خوردگان تاریخ هدیه کرد تا روزی فریاد عدالتخواهی را در افغانستان طنین انداز نماید.نای قلعه باستان پنجم جوزا، سالروز ولادت رادمرد تاریخ افغانستان. علمدار حق و عدالت و رهبر ملیت های محروم افغانستان را به همۀ آنانی که ایمان به خدا و عدالت و انسان دوستی دارند تبریک میگوید. جا دارد گوشه از خطرات پر بار رهبر شهید را در اینجا بگنجانم.

كفش های پلاستیكی
فراه 1370 حاجی غلامحیدر کاظمی

کفش هایش دهان باز كرده بودند. قسمت رویی آن از قسمت كفی ‌اش كاملاً جدا شده بود. وقتی ‏راه می ‌رفت، هر چه خاك و خار بود می ‌بلعیدند. خاك و خار كه الی ماشاءالله هر چه می‌دیدی ‏دشتها و تپه‌ها پر بود. انگار برای �او� فرش كرده بودند!

به سر و صورت و لباس و كفشهایش كه نگاه می‌كردی فكر می‌كردی فقیرتر و مظلوم‌تر از او ‏در كاروان پیدا نمی‌شود! دلت به حالش می‌سوخت. مخصوصاً كه ریش بلندش از بس كه خاك ‏می‌گرفت، به رنگ زمین درمی‌آمد. در كنارش ساعتها كه راه می‌رفتی نمی‌شناختی. فقط وقتی حرف ‏می‌زد، تازه می‌فهمیدی كه استاد است و جا می‌خوردی!

چهار هزار تا كفش با خود داشتیم كه به نیت مجاهدین می‌بردیم. هرچه اصرار می‌كردیم، ‏گوشش بدهكار نبود. كی بود كه سرش تحمیل كند یكی از آن كفشها را بپوشد! هر كس كه زوری ‏داشت و آبرویی خرج كرد اما حرف استاد یكی بود: �بابه مه، اونا مال مجاهدینه، مه حق پوشیدنه ‏ندارم!�‏
‏-‏ آخر شما هم مجاهد هستید استاد!‏
ابروهای پرپشتش درهم می‌پیچید:‏
‏-‏ مه اگه مجاهدم باید قانع باشم!‏
نه بابا، تسلیم شدنی نبود، آخر، آبروی كل شیعیان و هزاره‌ها در میان بود. ما مجبور بودیم از ‏میان ده‌ها پایگاه نظامی مجاهدین اهل سنت و از مناطق اقوام مختلف عبور كنیم. احساس ‏می‌كردیم برای ما سر شكستگی است كه رهبر ما را با چنین كفشهایی ببینند!‏
قضیه را جدی گرفتیم. همگی دست به یكی كردیم. حتی اگر شده با زور كفشهای استاد را ‏عوض می‌كنیم. هرچه بادا باد. فشار می‌آوریم و مجبورش می‌كنیم!

بالاخره پیروز شدیم. آن قدر حلقه ی محاصره و فشار را تنگ كردیم تا مجبور شد و راضی ‏گردید، دست به جیب برد و مقداری پول درآورد به یكی از بچه‌ها داد. رو كرد به بچه‌ها و در ‏حالی كه دندانهای سفیدش از لابلای ریش و سبیل انبوهش دیده می‌شد، خندید و گفت: �امان ‏از دست شما بچه‌ها. خرج ما ره سنگین كدین...!� به اولین ده كه رسیدیم یك كفش پلاستیكی ‏برای استاد خریدیم. وقتی كفشها را به پایش پوشاندیم انگار پیروزی بزرگی به دست آورده بودم.

تهیه و نگارش: حمزه واعظی.............منبع سایت بابه مزاری







نوع مطلب : معرفی شخصیت ها......، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392

افغانستان

نمایندگان متهم به فساد: در صورت ثبوت ادعاها استعفا می‌دهیم

شش تن از نمایندگان که از سوی عمر زاخیلوال، وزیر مالیه افغانستان متهم به قاچاق و درخواست های غیرقانونی شده اند، این اتهام ها را رد کرده و خواستار ممنوع الخروج شدن وزیر مالیه شدند.(عکس:آرشیف)

این نمایندگان گفتند که ادعاهای عمر زاخیلوال بدون اسناد ارایه شده است و در صورتی که وزیر مالیه دراین باره سند ارایه کند، از سمت نمایندگی مردم در پارلمان استعفا می دهند.

جلسه عمومی نمایندگان در روز چهارشنبه (25 ثور/15 می) به دفاعیه نمایندگانی رسیدگی کرد که در روز دوشنبه از سوی وزیر مالیه متهم به قاچاق و درخواست های غیرقانونی شده بودند.

عبدالرووف ابراهیمی، رییس مجلس نمایندگان گفت، ادعاهای دو طرف تا زمانی که از سوی محکمه با صلاحیت تایید نشود، تنها در حد ادعا باقی می ماند: «تا زمانی که از طریق مراجع عدلی و قضایی خاصتا محکمه با صلاحیت برای اثبات این ادعا حکم صادر نکرده باشد، نه تنها وکیل بلکه هر شهروند افغانستان در هر موقفی که قرار دارد، بری الذمه است.» قرار شد تا مجلس نمایندگان روز شنبه آینده در مورد این که این ادعاها از سوی کدام مرجع بررسی شود، تصمیم بگیرد.

اسناد فساد وزیر مالیه

عبدالظاهر قدیر، نماینده ولایت ننگرهار که از سوی وزیر مالیه به قاچاق آرد متهم شده، روز چهار شنبه در جلسه عمومی مجلس نمایندگان گفت: «ما باید تحت تاثیر نرویم. ما نمایندگان ملت هستیم. مانند حق ملت را ازش پرسان کنیم.»

قدیر گفت، در صورتی که ادعاهای وزیر مالیه علیه او ثابت شوند، خود به محکمه حاضر خواهد شد. او گفت نمایندگان پارلمان وزیر مالیه را که «دزد» است، قهرمان ساختند. این نماینده پارلمان گفت، سر از هفته آینده هر روز با ارایه اسناد فساد وزیر مالیه، خبرهای تازه ای را در اختیار رسانه ها قرار خواهد داد.

سمیع الله صمیم، نماینده ولایت فراه که از سوی وزیر مالیه به قاچاق تیل و شراب متهم شده، گفت اسنادی در دست دارد که نشان می دهد وزیر مالیه خود امر ورود تیل قاچاق را به داخل افغانستان داده است.

عمر زاخیلوال، وزیر مالیه افغانستان چندین نماینده را متهم به فساد و درخواست های غیرقانونی نمود. عمر زاخیلوال، وزیر مالیه افغانستان چندین نماینده را متهم به فساد و درخواست های غیرقانونی نمود.

عارف رحمانی نماینده ولایت غزنی که به مطالبه غیرقانونی پول از وزیر مالیه متهم شده، ادعاهای آقای زاخیوال را رد کرد. رحمانی گفت، آقای زاخیلوال در مورد ادعاهایش سند ندارد. آقای رحمانی خواستار اعاده حیثیتش شد.

محمد عظیم محسنی، نماینده ولایت بغلان از سوی وزیر مالیه متهم به درخواست خانه به صورت غیرقانونی در شرکت نساجی بغلان شده است. آقای محسنی این اتهام را رد کرد و گفت تمام اقداماتش قانونی بوده است.

آقای محسنی گفت وزیر مالیه به 300 خانواده خانه و زمین داده و در صورتی که این کار دزدی باشد، خود آقای وزیر باید در برابر دزدی 300 خانه پاسخ دهد. او گفت در صورتی که زاخیلوال در مورد ادعاهایش سند ارایه کند، از سمتش استعفا می دهد: «اگر یک نمره زمین، یک خانه خلاف قانون توزیع کرده بودم، اسناد ارایه کند، من استعفایم را می دهم، طرف بغلان و خانواده ام نمی روم، این وطن را ترک می کنم و می روم.»

محمود خان سلیمان خیل نیز ادعاهای وزیر مالیه را بی اساس خواند. اما وزیر مالیه افغانستان گفته است که در رابطه به گفته هایش سند دارد.

به جای استیضاح استهزا می‌شویم

پس از آن که وزیر داخله و مالیه افغانستان از درخواست های غیرقانونی و مزاحمت های بیجای نمایندگان سخن گفته اند، این نگرانی نزد نمایندگان پارلمان به وجود آمده که پس از این هیچ وزیری را نمی توانند استیضاح کنند. زیرا در این صورت وزیران با افشاگری ها نمایندگان پارلمان را بدنام می کنند. آن ها می گویند هر وزیری می تواند در رابطه به درخواست های نمایندگان افشاگری کنند و آن ها را به در خواست های غیرقانونی متهم نمایند.

فوزیه کوفی، نماینده ولایت بدخشان گفت: «یک کمیته واقعا خالص که بر مبنای منافع مردم افغانستان تصمیم بگیرد، متشکل از اعضای پارلمان و بیرون از پارلمان ایجاد شود. تا زمانی که این مساله صاف نشود، من طرفدار استیضاح نیستم، چون می دانم که نتیجه استیضاح به استهزای پارلمان منجر می شود.»

نمایندگان تاکید کردند که اعتبار پارلمان نزد افکار عامه به شدت صدمه دیده و ادعاهای مطرح شده باید مورد بررسی قرار گیرند.

DW.DE





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392



این نوشته رو از وبلاگ خانم الهام برداشتم،به نظرم خیلی جالبه و از یک خانم بعید !
یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 21 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : فرهنگ و هنر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : عکس های جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392
درگیری میان نیروهای افغانستان و پاکستانی صبح امروز در ولسوالی گوشته ولایت ننگرهار آغاز شده است.

ولسوال گوشته اظهار داشته است که این درگیری از سوی نظامیان پاکستانی از ساعت 8 و بیست دقیقه صبح امروز آغاز شده و تا کنون ادامه دارد.

گفته شده است که یک پوسته سلاح ثقیله نظامیان پاکستانی تا کنون تخریب شده است.

یکی از ساکنان ولسوالی گوشته گفت که نظامیان پاکستانی در صدد بازسازی پوسته نظامی بودند که چند روز قبل توسط نظامیان افغانستانی تخریب شده بود و نظامیان هموطن مانع بازسازی پوسته شده و این موضوع باعث درگیری میان دوطرف شده است.




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
مسکا نجیب دختر "داکتر نجیب الله" رییس جمهور سابق افغانستان در مسابقه بهترین مشاغل دنیا و در میان 600 هزار نفر حضور دارد.

مسکا نجیب 29 ساله است و هدف خود از اشتراک در این مراسم را تصویر درست از زنان افغانستان خوانده است.
مسکا نجیب دختر "داکتر نجیب الله" رییس جمهور سابق افغانستان در مسابقه بهترین مشاغل دنیا و در میان 600 هزار نفر حضور دارد.

مسکا نجیب 29 ساله است و هدف خود از اشتراک در این مراسم را تصویر درست از زنان افغانستان خوانده است.




نوع مطلب : فرهنگ و هنر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 15 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : عکس های جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392
رهبر شهید عبدالعلی مزاری در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی در روستای نانوایی چهار کنت از توابع ولایت بلخ چشم به جهان گشود. پدرش حاجی خداداد زراعت پیشه و مالدار بود. خانواده حاجی خداداد اصلا از سرخجوی ورس به ترکستان مهاجرت کرده بودند ـ دورانی که عبدالعلی مزاری به دنیا آمد، خانواده ی او چون بسیاری های دیگر در زمستان به قشلاق و در تابستان به ییلاق می رفتند. عبدالعلی نیز چون دیگر اطفال در دامداری و زراعت به خانواده کمک می کرد. در کنار این دروس ابتدایی را زمستان ها در مدرسه ی نانوایی فرا گرفت. سپس به صورت تمام وقت تعلیمات دینی را در مدرسه چهارکنت و مزار شریف ادامه داد.

تحصیلات ابتدایی


رهبر شهید در نوجوانی، پر شور و دلیر بود. وقتی در مدرسه ی چهارکینت درس می خواند، به انتقاد از بی کفایتی مسولین مدرسه پرداخت و در یک مورد خواستار تقسیم گندم مدرسه میان طلاب فقیر شد. وقتی مسولین به اعتراضات او و طلاب توجه نکردند، عبدالعلی با جمعی از دوستانش قفل انبار مدرسه را شکستند و به دست خود گندم را میان طلاب فقیر توزیع کردند.

رهبر شهید هنوز بیست ساله نشده بود که با چهره های مبارز زمانش آشنا شد. در همین سنین است که با شهید اسماعیل بلخی از نزدیک آشنا می شود و بلخی، عبدالعلی جوان را تشویق به تداوم تحصیل و خدمت عسکری می کند. در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی رهبر شهید به خدمت عسکری می رود و دوران عسکری را در کابل، خوست و گردیز سپری می کند. در ضمن خدمت، درسش را نیز نزد یک مولوی سنی مذهب افغان ادامه می دهد

.

خدمت سربازی برای مزاری بسیار آموزنده بود. از یکسو به او کمک شد که با محرومیت هزاره های دیگر مناطق افغانستان آشنایی بیشتر پیدا کند و از سوی دیگر محرومیت اقوام غیر هزاره کشور را نیز از نزدیک مشاهده نماید. علاوه بر این، بیش از پیش با ساختار پر از فساد و تبعیض دولت حاکم آشنا گشت

.

ادامه تحصیلات در خارج


عبدالعلی با ختم خدمت سربازی مدت کوتاهی در افغانستان می ماند. بعد چون بسیاری های دیگر برای ادامه ی تحصیلاتش به ایران می رود. در سال 1350 هجری شمسی قم را به عنوان محل تحصیلش انتخاب می کند. این سالها در ایران اوج مبارزات ضد شاهنشاهی است. مبارزات ضد سلطنتی مردم ایران و فضای سیاسی و فکری آن روز حوزه علمیه قم، مزاری را بیشتر از گذشته به فعالیت های سیاسی و جریان های انقلابی علاقمند می سازد. نظام فرسوده ی شاهی افغانستان بدتر از شاهنشاهی ایران غرق فساد بود. او افغانستان و محرومیت ها را دیده بود. با حلقات مبارزان شیعه و هزاره افغانستان ارتباط و دوستی نزدیک داشت. بنابرین مزاری در مدت کوتاهی با رهبران انقلاب ایران آشنا شد. سفری به نجف رفت و با آیت الله خمینی از نزدیک دیدار کرد. بعد از سفر نخستش چندین بار دیگر نیز به نجف رفت و آمد نمود.

سال های اقامت مزاری در ایران، عراق، سوریه، پاکستان و ترکیه پر از شور و تلاش بود. رهبر شهید در کنار فعالیت های سیاسی و همکاری و همفکری با شخصیت های رده اول انقلاب، در سال 1355 موفق شد تا درس سطوح حوزه را به پایان برساند

.

فعالیت های سیاسی


سرانجام فعالیت های گسترده سیاسی «رهبر شهید» باعث بازداشت او توسط سازمان امنیت و اطلاعات کشوری ایران شد و او را چندین ماه در زندان اوین تهران زندانی و شکنجه کرد. تا اینکه در سال 1365 هجری شمسی توسط ساواک از ایران اخراج شد. مزاری به کابل رفت و در کابل با دیگر مبارزان شیعه و هزاره اقدام به تشدید فعالیت های سیاسی و فرهنگی نمود. از جمله کتابخانه ای در شهر مزار شریف ایجاد کرد.

در خزان 1365 هجری شمسی برای بار دوم به ایران سفر کرد. چون در ایران تحت تعقیب و ممنوع الورود بود، مجبور شد که به نام بدل و به صورت مخفیانه وارد ایران شود. برای جلوگیری از بازداشت دوباره توسط «ساواک» جای ثابتی برای اقامت نداشت و مدام در رفت و آمد میان کشورهای عراق، ایران، سوریه، ترکیه و پاکستان بود. در سال 1357 تحولات بزرگی در منطقه روی داد. در ایران انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله خمینی به پیروزی رسید و در افغانستان کودتای هفت ثور اتفاق افتاد. به دنبال کودتای هفت ثور و قیام سه حوت 1357 مردم چهارکینت، «رهبر شهید» به زادگاهش بر گشت و در کنار مجاهدین به جنگ مسلحانه با دولت خلق و پرچم و متجاوزان شوروی پرداخت. در همین سال ها با همکاری و هماهنگی جمع کثیری از مبارزان شیعه و هزاره سازمان نصر افغانستان را بنیان گذاشتند

.

رهبر شهید در سال 1360 هجری شمسی برای اکمال و تدارکات جبهات دوباره مجبور شد تا به خارج سفر کند. بعد در سال 1365 به افغانستان بازگشت و این بار تلاش نمود تا جبه هات گوناگون و بعضا متخاصم را متحد سازد. در این راستا تقریبا از تمام جبه هات مجاهدین هزاره بازدید کرد. ثمره تلاش او و بسیاری از دیگر فرماندهان و رهبران جبه هات جامعه هزاره در سال 1368 به ثمر نشست. تقریبا تمام احزاب سیاسی هزاره در بامیان با امضای «میثاق وحدت» حزب وحدت اسلامی افغانستان را بنیاد گذاشتند. تشکیل حزب وحدت اسلامی همانگونه که در تاریخ جامعه هزاره برجسته و ماندگار است، «رهبر شهید» را نیز وارد مرحله ای تازه از زندگی سیاسی ـ فکری اش کرد

.

در سال 1368 هجری شمسی با تثبیت جایگاه حزب وحدت در داخل، «رهبر شهید» همراه دیگر رهبران جامعه هزاره برای معرفی بیشتر حزب وحدت و مشوره با مردم و مسولین خارج از کشور به پاکستان و بعد به ایران سفر کردند. این سفر تقریبا تا سال 1370 هجری شمسی ادامه یافت. در این مدت، هیأت حزب وحدت با استقبال پر شور و بی سابقه ی مهاجرین خارج از کشور روبرو شد و اکثر مسولین خارج از کشور احزاب جامعه ی هزاره از تشکیل حزب وحدت استقبال و حمایت کردند. در این مقطع تنها شیخ آصف محسنی قندهاری، رهبر حرکت اسلامی افغانستان با تشکیل حزب وحدت به بهانه های مختلف مخالفت نمود و تا پایان حاضر به همکاری نشد

«

.رهبر شهید» در سال 1370 تصمیم گرفت که از طریق ولایت فراه به هزاره جات بازگردد. در مسیر راه کاروان «رهبر شهید» در ولایت فراه مورد حمله دشمن قرار گرفت و برای مدت طولانی از سرنوشت ایشان اطلاعی در دست نبود. در این مدت، شخصی از علمای پشتو زبان و اهل سنت به نام محمد علی فراهی از دوستان دوران عسکری «رهبر شهید» به ایشان پناه می دهد تا زمینه برای رفتن به بامیان فراهم شود.شورای مرکزی حزب وحدت در سال 1370 هجری شمسی، عبدالعلی مزاری را رسما به عنوان دبیرکل شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی انتخاب کرد. این انتخاب در وقتی صورت گرفت که از سرنوشت ایشان در ولایت فراه اطلاع دقیقی در دست نبود.

در اوایل زمستان 1370 هجری شمسی «رهبر شهید» بعد از پشت سرگذاشتن خطرات بسیار از طریق ولایت فراه خود را به بامیان رساند. چندی بعد از این، هیأتی به نمایندگی از نظامیان سه قوم ازبیگ، تاجیک و هزاره در دولت کابل با حزب وحدت اسلامی تماس می گیرند. «رهبر شهید» و حزب وحدت در ضمن حمایت از قیام آنان، هیأتی را به تالقان و پنجشیر می فرستد تا با احمد شاه مسعود و دیگر فرماندهان جمعیت اسلامی در این راستا هماهنگی کنند

.

سرانجام به دنبال هماهنگی و همکاری حزب وحدت، شورای نظار و نیروهای ازبک و ترکمن قیام بر ضد دولت نجیب از صفحات شمال آغاز شد و در مدت کوتاهی دولت در سرتاسر افغانستان سقوط کرد و کابل نیز به دست نیروهای مخالف دولت افتاد. «رهبر شهید» به دنبال سقوط دولت از طریق مزار شریف وارد کابل می شود و در غرب کابل مستقر می گردد

.

استقرار مزاری در کابل، سر آغاز مقاومت پر افتخاری است که در تاریخ جامعه ی هزاره و افغانستان تعبیر به «مقاومت غرب کابل» می شود

. پیروزی مجاهدین، سقوط دولت نجیب و به قدرت رسیدن دولت ربانی محصول همکاری و هماهنگی سه جریان حزب وحدت، شورای نظار و نیروهای جامعه ازبک و ترکمن بود. اما شورای نظار بعد از جابجایی در کابل بر خلاف تصور همه در صدد حذف متحدین دیروزین خود ـ حزب وحدت اسلامی و جنبش ملی اسلامی برآمد. هزاره ها و ازبک ها و ترکمن ها با جان نثاری و قبول خطرات بسیار زمینه را برای به قدرت رسیدن دولت ربانی فراهم کردند و شورای نظار با تکیه به این دو نیرو جایگاه خویش را در کابل در برابر حزب اسلامی و دیگر رقیبانش تحکیم بخشید. اما با این وجود، انحصار طلبی و تمامیت خواهی شورای نظار به حدی اوج گرفته بود که از درک این واقعیت بسیط عاجز بودند و نمی توانستند درک کنند که بدون نیروهای که آنان را به قدرت رسانیده بودند، توان اداره کشور را ندارند. در نتیجه، مزاری بر خلاف تصورات پیشینش در غرب کابل رهبری مقاومت بر ضد دولتی را بر عهده گرفت که در پیروزی آن خود نقش محوری و تعیین کننده داشت. مقاومت حزب وحدت بر ضد تهاجمات دولت ربانی تقریبا سه سال به درازا کشید. در این مدت، تشکیل شورای هماهنگی متشکل از حزب وحدت، جنبش ملی اسلامی، حزب اسلامی و جبهه نجات از ابتکارات «رهبر شهید» بود. حزب وحدت در برابر تهاجمات سنگین دولت ربانی که عموما از هوا و زمین صورت می گرفت یکی از بی نظیرترین مقاومت های تاریخ کشور را در برابر دولت های مزدور و خودکامه به یادگار گذاشت. دولت ربانی علاوه بر تحمیل جنگ های خونین و تصفیه قومی در بعضی محله های غرب کابل، تلاش نمود تا حزب وحدت را از درون متلاشی کند. با هزینه بسیار عناصری را در درون حزب وحدت پرورش داد که منجر به جنگ 23 سنبله 1373 شد. 23 سنبله با تمام سختی ها و تلخی هایی که برای مقاومت غرب کابل داشت در فرجام عملیات ناموفق برای دولت ربانی بود.

شهادت بابه مزاری


در اواخر سال 1373 جنبش نوظهور طالبان تا نزدیکی های کابل پیشروی کردند. ظهور طالبان تمام معادلات قدرت در افغانستان و مخصوصا در کابل و اطراف آن را دگرگون نمود. «رهبر شهید» در آغاز با فرستادن بخشی از زبده ترین نیروهای خویش به ولایت غزنی به مقاومت در برابر پیشروی طالبان پرداخت. نیروهای اعزامی حزب وحدت در آغاز موفق شدند مواضع طالبان را در اطراف شهر غزنی متصرف شوند. اما به دنبال عدم همکاری نیروهای محلی آنان نتوانستند جبهه ای موثر بر ضد طالبان در غرنی فعال سازند.

با شکست طرح فعال ساختن جبهه در ولایت غزنی، «رهبر شهید» مذاکرات با طالبان را که از چندی پیش آغاز شده بود جدی تر دنبال نمود. در عین زمان در تلاش بود تا به توافقاتی با دولت ربانی نیز دست یابد. با کنار رفتن حزب اسلامی و مستقر شدن طالبان در چهار آسیاب غرب کابل در محاصره کامل قرار گرفت. «رهبر شهید» تلاش بسیار نمود تا با یکی از دو طرف به توافق برسد. تلاش ها در راستای توافق با دولت و پیشنهاد دفاع مشترک بی نتیجه بود. در آخرین روزهای مقاومت غرب کابل، نیروهای دولتی حملات بسیار شدیدی را از مناطق مختلف بالای غرب کابل از زمین و هوا آغاز کردند. در این جنگ ها بر خلاف گذشته از یکسو حزب وحدت در محاصره و تمام راه های اکمالاتش را از دست داده بود و از سوی دیگر در برابر حملات دولت تنها دفاع می کرد. حزب اسلامی کاملا از خطوط اول عقب نشینی کرده بود و نیروهای جنبش نیز کارآیی سابق خود را نداشتند

.

سرانجام با وجود تلاش های مداوم سیاسی و مقاومت بی نظیر نظامی، حزب وحدت اسلامی در غرب کابل شکست خورد و «رهبر شهید» در ۲۲ حوت 1373 در چهارآسیاب به دست طالبان به شهادت رسید. شهادت مزاری جامعه هزاره را تکان داد. طالبان تلاش نمود تا از پذیرش مسولیت شهادت «رهبر شهید» شانه خالی کند و شهادت او را بیشتر یک سانحه هوایی وانمود سازد

.

آری، عاقبت مزاری در ۲۲ حوت 1373 شهید شد. مقاومت غرب کابل شکست خورد. هزاره ها در پایان یک صد سالگی مقاومت خویش بزرگ ترین رهبر تاریخ معاصرشان را از دست دادند. اما مزاری از غزنه تا بامیان، از بامیان تا بلخ، از میان دره ها و کوه های سر به فلک کشیده هزارستان با تن پاره پاره، با چهره ای سرخ، زمستان سفید مردمش را خونین تن کرد تا عدالتخواهی را به دروازه هر خانه قومش ببرد و در زمستان انسانیت و عدالت و در عصر طالبان ستم و دولتمردان جنایت، عدالتخواهی را همیشگی سازد و حقانیت مقاومت برای حق را شهادت دهد. مزاری با خون سرخش عدالت را به گستردگی وطنش به یاد ها داد و در زندگی اش از حق هر شهروند وطنش گفت و با شهادتش درستی این باور خویش را ثبت تاریخ کرد

.

سرانجام در آغاز فصل لاله های سرخ ترکستان، در بهار 1374، مزار مزاری اش را به آغوش کشید، عبدالعلی، فرزند پرشور و دلیرش را که برای همیشه بابه مزاری مردم شده است

.

روحش شاد، راهش پر رهرو و آرمان های انسانی اش جاودانه باد

منبع....ثقافت بلوگ سکای






نوع مطلب : معرفی شخصیت ها......، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 7 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : عکس های جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 6 اردیبهشت 1392




نوع مطلب : عکس های جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


آه از پرچمی که خونین است

مرگ یک قهرمان چه سنگین است

روح سر سبز باغ شد خاموش

مثل یک چلچراغ شد خاموش

آسمانِ رنج ما کجا شد

درد این قوم را خدا داند

دوستان!وقت،وقت احرام است

قصه ای عشق بی سر انجام است

هندو کش!گریه کن مزاری رفت

آن زلال همیشه جاری رفت

بلخ در سوگ و غزنه در گریان است

شب کابل شب شهیدان است

ای دریغ،از بلند قامت او

وآن علی گونه استقامت او

به نسیم بهار می مانست

به دم ذولفقار می مانست

حمزهُ انقلاب ما اوبود

آخرین انتخاب ما اوبود

آه ای دل ز دیده خون افشان

حمزه را کشتند حمزه کشان

دیگر ان کوهزاد با ما نیست

مرد جنگ و جهاد باما نیست

آنکه چون کوه استقامت داشت

خون او جوش صد قیامت داشت

صد چمن گل شکقته از خونش

وادی عشق گشته هامونش

این چه فریاد ها و زاریهاست

سنگر حق پر از مزاری هاست

او اگر نیست یاد او زنده است

ملت کوهزاد او زنده است

حرف آن استاد این باشد

مشت آن به که آهنین باشد.

مدیر وبلاگ : حصارنای
نویسندگان
نظرسنجی
کدام یکی از این کاندید ها گزینه خوبی برای اینده افغانستان است؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
<
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای رهبرشهیدعبدالعلی مزاری محفوظ است

تکتا تولز ابزار رایگان وبلاگ

تکتا تولزساخت کد موزیک آنلاین